حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2009
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ولات در خوزستان پس از آن ولاتى ، كه بكمك اومن آمده بودند ، در خوزستان جمع شدند و راجع بفرمانده كل مذاكراتى به عمل آمد . چون بين پهسستاس والى پارس و آنتىژن رئيس آرژيروسپيدها توافقى حاصل نشد ، اومن از ترس اينكه مبادا جنگى بين آنها روى دهد ، پيشنهاد كرد ، كه اصلا فرمانده لزومى ندارد ، ولات و سرداران همه روزه جمع شده ، امور را قطع و فصل كنند . اين پيشنهاد پذيرفته شد ، همه بشوش رفتند و اومن از خزانهداران پادشاهى پول گرفته ، حقوق شش ماههء مقدونىها را پرداخت و دويست تالان به اوداموس داد ، به اين عنوان ، كه او فيلهائى از هند آورده و بايد مخارج اين كار را داد ، ولى در باطن ، ميخواست او را از خود راضى نگاه دارد . در اين وقت ، آنتىگون در بين النّهرين بود و ميخواست زودتر به اومن حمله كند ، ولى پس از اينكه دانست ، ولات ايالات عليا با اومن همراه شدهاند و جنگى ، كه در پيش دارد ، سخت خواهد بود ، توقّف كرده بتزييد قواى خود پرداخت ( 317 ق . م ) . بعد بقول ديودور ( كتاب 19 ، بند 15 ) در اين احوال ، آنتىگون از بين النّهرين حركت كرده ، بايالت بابل ، نزد سلكوس و پىتون رفت و پلى بر دجله از كرجيها ساخته ، قشونش را از رود مزبور عبور داد . اومن نيز لشكر خود را به طرف دجله برد و به جائى رسيد ، كه از شوش بمسافت يك روز راه بود . ديودور گويد ( كتاب 19 ، بند 17 ) اين محل ، در همسايگى كوهى بود ، كه سكنهء آن را اوكسيان « 1 » ميناميدند و اين مردم استقلال خود را حفظ كردهاند . عرض اين رود سه و در جاهائى چهار استاد است و عمق آن ببلندى فيلى ميرسد . اين رود ، از كوهستان بيرون رفته ، بمسافت هفتصد استاد جارى است و بدرياى سرخ ميريزد ( مقصود ديودور از درياى سرخ خليج پارس است و چنان كه مكرّر گذشت ، خليج پارس ، درياى عمان و درياى احمر را قدما درياى سرخ ميناميدند . از توصيف ديودور
--> ( 1 ) - Uxiens .